تبليغاتX
ستاره کوچولو

ستاره کوچولو



سخنی از برزگان

 

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.

(دكتر علي شريعتي )

 ------------------------------------------   

بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

----------------------------------------

به ندرت به چیزهایی که داریم می اندیشیم. در حالی که پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم.(شوپن هاور) 

------------------------------------

ناپلئون بناپارت:عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب

------------------------------------  

جرج برنارد شاو:مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید

 ------------------------------------- 

برایان تریسی:اهمیتی ندارد که از کجا آمده اید ، مهم این است که به کجا می روید

-------------------------------------

با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگی برای خود بسازی.

اریک کستنر

--------------------------  

انسان بزرگ به خود سخت می گیرد ، انسان حقیر به دیگران.کنفوسیوس

-------------------------------- 

اصل جوانمردی آن است كه هر چه بگویی ،بكنی و میان جوانمردی وُ ناجوانمردی صبر است.فضل عیار

------------------------------ 

براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد.کوئیلیو

---------------------------- 

زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد درحركت باشي.انیشتن

--------------------------------- 

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.شریعتی

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط parisa | 

آموخته ام

آموخته ام که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم 

****************

برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

****************

فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

****************

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد

---------------------
• درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش

-----------------
• انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است

---------------------------------------------
• كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند

-------------------------------------
• كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است

-----------------------------

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 12:24 بعد از ظهر توسط parisa | 

به خاطر بسپاریم


زمانی می رسد که تصور می کنی همه چیز به پایان رسیده است،در حالی که آن زمان،نقطه آغاز است!
لحظاتی خود را رها کن،آنگاه در تنهایی خود را بیاب!
از کسانی مباش که از گناه دیگران ترسناکند و از عاقبت گناه خود غافل!
کاری را که فکر می کنید درست است فراموش نکنید و به محض آنکه احساس کردید کارتان اشتباه است از آن دست بکشید!
بزرگترین درس اشتباهات این است که آنها را فقط یک بار انجام دهیم!
ایمان به قضا و قدر،غم و غصه را بر طرف می کند!
بهترین شیوه انجام کار بزرگ و ظاهرا غیرممکن،تقسیم آن به کارهای کوچک است!
مواظب خودت باش،وقتی خورشید به زمین نگاه می کند،می تواند بگوید:این بیکاره ای است که خوابیده!
کسی که از هیچ کس عیب جوئی نکرده در شمار عذرخواهان در نمی آید!آن را که ادب نباشد خرد نباشد
!

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 5:1 بعد از ظهر توسط parisa | 

تقدیر و سرنوشت

تقدیر و سرنوشت را بپذیر،زمانی که نمی توانی آن را تغییر دهی .

و اما کوتاهی خود را به گردن شانس نینداز .

آنقدر شهامت داشته باش که بپذیری خطا کردی .

و آنقدر فهم و کمال داشته باش ،

که بدانی چگونه خطایی را و چرا مرتکب شده ای .

آنقدر محکم وبا اراده باش ،

که بتوانی خطای خود را جبران نمایی . تا فرصت باقی است .

با سرعت عملی همچون گردش گردون .

مبادا از تو سبقت بگیرد و تو در بی خبری مانده باشی .

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط parisa | 

تغییر دادن الگوهای فکری

برای تغییر دادن الگوهای فکری خود چکار کنیم
وقتی احساس می کنید که درحال قضاوت، حسادت، طمع یا امثال آنها هستید می توانید از این دستور استفاده کنید
مرحله اول : نفس خود را عوض کنید
هروقت می خواهید الگوهای فکری کهنه خود راتغییر دهید، بهترین راه استفاده از نفس است. تمام عادتهای ذهن به تنفس مربوط هستندو با تغییر نوع نفس، شکل آنها عوض میشود. برای این منظور به طور عمیق نفس خود راخارج کنید. شکم را به داخل بکشید و هنگامی که نفس را خارج میکنید، در ذهن خود مجسم کنیدکه الگوی فکری ناپسند از شما دور میشود. به محض اینکه به نفس کشیدن خود دقت میکنید و آن را تغییر می دهید، فکر و قضاوت ناپدید می شود
ـ مرحله دوم : حالاهوای تازه را عمیقا وارد ریه های خود کنید
این کار را دو سه بار انجام دهید وببینید چه اتفاقی می افتد. احساس تازگی عجیبی در شما پیدا میشود. تفکر منفی وناپسند شروع به ناپدید شدن می کند. وقتی این کار را انجام میدهید، مشاهده می کنیدکه ذهن به جای دیگری حرکت می کند. این دستور ساده را بکار ببرید و از نتیجه آن شگفت زده شوید

--------------------------------------

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط parisa | 

تمنا باید قوی باشد

استاد شاگردش را به کنار دریاچه ای برد و گفت

امروز به تو یاد می دهم که اخلاص واقعی چیست

از شاگردش خواست تا همراهش وارد دریاچه شود ؛ بعد سر مرد جوان را گرفت و او را زیر آب برد

یک دقیقه گذشت . اواسط دقیقه دوم ، پسرک با تمام قوا دست و پا می زد تا خودش را از دست استادش رها کند و به سطح آب بیاید . بعد از دو دقیقه ، استاد او را رها کرد . پسرک که نزدیک بود از نفس بیافتد ، به روی آب آمد

فریاد زد : نزدیک بود مرا بکشید

استاد منتظر ماند تا نفس جوان برگردد و بعد گفت

نمی خواستم بکشمت ؛ اگر می خواستم ، دیگر اینجا نبودی . فقط می خواستم بدانم وقتی زیر آب بودی چه احساسی داشتی

احساس کردم دارم می میرم ! تنها چیزی که در زندگی می خواستم ، کمی هوا بود

دقیقا همین است . اخلاص واقعی تنها وقتی ظاهر می شود که تمنائی داشته باشیم و اگر به آن نرسیم ، بمیریم

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط parisa | 

آرامش ذهنی

www.hamtaraneh.com

 

هر كه هستید و هر كجا زندگی می كنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت كنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید.

اگر كلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شك این ویژگی به دنیای اطراف شما نیزسرایت خواهد كرد. به خاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت، لازم است برخی قابلیت های و یژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمایید. رعایت نكات زیر مقدماتی است كه به شما كمك می كند در این مسیر گام بردارید:
 

1)  یاد بگیرید كه گاه مسائل را رها سازید.

بدین معنا كه به هر مسئله ای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا در فكر مسائل خود هستید و به مرور آنها می پردازید، در واقع همیشه بار اضافه ای را با خود حمل می كنید كه این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس درشما می گردد. بیاموزید كه با یك ذهن رها و آزاد زندگی كنید. این امر به شما كمك می كند كه با هر محرك كوچك و یا مانع جزئی آشفته نشوید.

2) به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.

اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، به راحتی از عهده مشكلات زندگی برخواهید آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام خواهید برداشت
 

3) مثبت اندیش باشید.

اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز می تواند بی فایده و بی ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است
 

4) نسبت به انتظارات و برنامه ریزی های خود واقع بین و منطقی باشید.

توانایی های خود را در موقعیت های خاص بشناسید و نسبت به عدم توانایی ها و ضعف های خود واقع بین باشید. هرچقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت

5) نسبت به انسان ها، عشق بی قید و شرط خود را نثار كنید.

شما می توانید از دوستان، هم اتاقی ها و هم كلاسی های خود شروع كنید. یاد بگیرید كه آنها را بدون قید و شرط  دوست بدارید، درمقابل ضعف های آنها صبور باشید وخطاها و اهمال كاری هایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید كرد.
 

6) معنای فداكاری را لمس كنید.

دست بخشش داشته باشید ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه خودشان خوشحال كنید. به افراد بی پناه ، یتیم و فقیر كمك كنید. برای آنهایی كه خواهان یاری شما هستند پشت و پناه باشید و بدون  آنكه منتی بر آنها نهید تكیه گاهشان باشید. هرچقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد
 

7) افكار خود را بازسازی كنید.

در افكار و عقاید خویش نسبت به شخص خود، بازنگری كنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزشها، استعدادها و مهارت های خود را ارج نهید. خود را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید. هرگونه ترس و تردید غیرمنطقی كه در مورد خود دارید، كنار بگذارید. اگردیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید یاد خواهید گرفت كه خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 4:45 بعد از ظهر توسط parisa | 

فريدون مشيرى

اى هميشه خوب

ماهى هميشه تشنه ام
در زلال لطف بيكران تو
مى برد مرا بهر كجا كه ميل اوست
موج ديدگان مهربان تو

زير بال مرغكان خنده هات
زير آفتاب داغ بوسه هات
- اى زلال پاك - !
جرعه جرعه جرعه ميكشم ترا بكام خويش
تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو !

اى هميشه خوب !
اى هميشه آشنا !
هر طرف كه ميكنم نگاه
تا همه كرانه هاى دور
عطر و خنده و ترانه ميكند شنا
در ميان بازوان تو !

ماهى هميشه تشنه ام
اى زلال تابناك !
يك نفس اگر مرا بحال خود رها كنى
ماهى تو جان سپرده روى خاك !

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 4:37 بعد از ظهر توسط parisa | 

از کتاب مرگ و پرگار اثر خورخه لوييس بورخس

دروازه نرده اي باغ

به راحتي صفحه اي در کتابي بسيار ورق خورده

باز مي شود،

و، در درون، چشمان ما

نيازي ندارند بر اشيايي تامل کنند

که قبلا در خاطره ثبت و ضبط شده اند.

در اينجا عادات و اذهان و آن زبان خصوصي

که همه خانواده ها اختراع مي کنند

به نظرم چيزهايي عادي مي ايند.

به سخن گفتن چه نيازي هست

يا به تظاهر به کس ديگري بودن؟

 

همه اهل خانه مرا می شناسند،

از اضطراب ها و ناتوانی من آگاهند.

بهترين رويدادي که مي تواند اتفاق افتد-

آنچه شايد خدا به ما عطا کند:

اينست که شگفتي نيافرينيم يا از ما نخواهند پيروز شويم

بلکه فقط بگذارند وارد شويم

چون بخشي از واقعيت انکار ناپذير،

مثل سنگهاي راه، مثل درختان.

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 4:36 بعد از ظهر توسط parisa | 

عشق بی پایان


پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه
با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید .

عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین
درمانگاه رساندند .
پرستاران ابتدا زخم‌های پیرمرد را پانسمان
کردند. سپس به او گفتند: "باید
ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و
شکستگی ندیده باشه"
پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به
عکسبرداری نیست .

پرستاران از او دلیل عجله‌اش را پرسیدند .
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم
و صبحانه را با او
می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود !
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر
دارد. چیزی را متوجه
نخواهد شد! حتا مرا هم نمی‌شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی‌داند شما چه
کسی هستید، چرا هر روز صبح
برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من
که می‌دانم او چه کسی است ...!

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 5:24 بعد از ظهر توسط parisa | 

حتی اگر خاموشی...

گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
به خاموشی مغرورانه ات
شکستی تو مرا
با تو گفتم
از همه تنهایی ام، خستگی ام
با تو گفتم تا بدانی
با همه ناجیگری، بی ناجی ام
تو، سکوتت خنجریست
بر قلب من
و حضورت، مرهمی
بر زخم من
پس، باش
تا همیشه با من باش
حتی اگر خاموشی...
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 5:14 بعد از ظهر توسط parisa | 

اسیر تابلویی برفی...

چه سکوتی
وچه تاریکی دهشتناکی
عمق کوچه باغ برفیست
ردٌ پایی بر تن ِ برفِ سفید
رفته تا تهِ تاریکی کوچه
ردٌ پای عابری خسته وتنها
عابری بی خبراز سردی ِ این شب
بی خبراز سردی ِ این برف
عابری که به ما پشت کرده
می رود تا گم شود
تا به رنگِ تاریکی ِ تهِ آن کوچه شود
بی توجه به نگاه من وتو
به آن تابلوی برفی
سالهاست که می رود
و نمی رسد به مقصدی
او اسیر است
 
اسیر تابلویی برفی...
 
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 5:10 بعد از ظهر توسط parisa | 

ابدیت

    

 

شاید زیادی زنده مانده‌ام
زنده ماندنم،
دشنامی است به آغاز هر تولد
در زنده ماندنم،
نه رویایی می‌شکفد
و نه صدایی اوج می‌گیرد
من به هرچه سفید است و پایدار،
لعنت فرستاده‌ام
گزینه‌های هستی را یک‌به‌یک خط می‌زنم
عشق
زندگی
ابدیت

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط parisa | 

13 رفتار سالم براي بهبود زندگي

   1. ر روز صبحانه بخوريد

    2 . به اندازه کافي بخوابيد  

 3. ماهي، امگا 3و اسيدهاي چرب را به غذاي خود اضافه‌کنيد

 4. چاي بنوشيد

  5. آب بنوشيد ومواد لبني مصرف کنيد

  6. خودتان را سرگرم کنيد

   7. ورزش کنيد

   8.از نخ دندان  استفاده كنيد

  9.از  پوست خود  محافظت کنيد

 10. برنامه‌ريزي كنيد

   11. به روش سالم تغذيه کنيد

    12. روابط اجتماعي
  13. هر روز پياده‌روي کنيد

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط parisa | 

قابل توجه عاشقان

تو مرا می فهمی 
من تو را می خواهم

وهمین ساده ترین قصه یک انسان است

تو مرا می خوانی 
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
 
و تو هم می دانی
 
تا ابد در دل من می مانی

... 

آرزويم اين است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد... 

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز.... 

و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي.... 

عاشق آنكه تو را مي خواهد... 

و به لبخند تو از خويش رها مي گردد... 

 و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 4:47 بعد از ظهر توسط parisa | 

لبخند بزنید

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 4:34 بعد از ظهر توسط parisa | 

.... بگو نه، اما نگو ابداً

در زندگي منتظر باش، اما معطل نباش
تحمل كن، اما توقف نكن
قاطع باش، اما لجباز نباش
صريح باش، اما گستاخ نباش
بگو آري، اما نگو حتماً
.... بگو نه، اما نگو ابداً

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 4:16 بعد از ظهر توسط parisa | 

سخنی از بزرگان

" محبت همه چيز را شکست می دهد و خود شکست نميخورد  "  .   تولستوی

  " ما ندرتاً درباره آنچه که داريم فکر می کنيم ، درحاليکه پيوسته در انديشه چيزهايی هستيم که نداريم "  .  شوپنهاور

  " آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند "  . جرج برنارد شاو

" تمدن، تنها زاييده اقتصاد برتر نيست، در هنر و ادب و اخلاق هم بايد متمدن بود و برتری داشت "  .  لويی پاستور

  " بايد دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پيدا می کنند   "  . فردريش نيچه

 " کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمينم است نادرها بسيار آمده اند و باز خواهند آمد اما ايران و ايرانی بايد هميشه در بزرگی و سروری باشد اين آرزوی همه عمرم بوده است  "  .   نادر شاه افشار
اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. موريس مترلينگ

  بهترين چيزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری. گابريل گارسيا مارکز

 " لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد . حتي لازم نيست منتظر شويد ، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهره‌اش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد " . فرانتس كافكا

  " گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانيد ، کشف خواهد شد "  . جبران خليل جبران

 اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خويش آگاه سازی . ارد بزرگ

  " كسي كه داراي عزمي راسخ است ،جهان را مطابق ميل خويش عوض مي كند "  . گوته

  " پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی"  . مهاتما گاندی

  " از ديروز بياموز. براي امروز زندگي کن و اميد به فردا داشته باش"  . آلبرت انيشتن

   " براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت "  . دالايي لاما

   " انسان بايد از هر حيث چه ظاهر و چه باطن , زيبا و آراسته باشد "  . چخوف

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 4:13 بعد از ظهر توسط parisa | 

بی کسی

 در این سرای بی کسی  کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ برنمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

گذرگهیست پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم ام سزاست
وگرنه بر درخت تر کسی تبر نمی زند
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 3:1 بعد از ظهر توسط parisa | 

تقسيم‌بندي انسان‌ها از ديدگاه دكتر شريعتي

1-آنهايي كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم نيستند. حضور عمده
آدم‌ها مبتني بر فيزيك است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست كه قابل فهم
مي‌شوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند.

2-آناني كه وقتي هستند، نيستند وقتي كه نيستند هم نيستند (مردگاني متحرك
در جهان، خود فروختگاني كه هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند.
بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار، هرگز به چشم نمي‌آيند، مرده و زنده‌شان يكي
است).

3-آنهايي كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم هستند (آدم‌هاي معتبر و
باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود
را مي‌گذارند كساني كه همواره در خاطر ما مي‌مانند، دوستشان داريم و
برايشان ارزش قائليم).

4-آنهايي كه وقتي هستند، نيستند وقتي كه نيستند، هستند (شگفت‌انگيز‌ترين
آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نمي‌توانيم
حضورشان را دريابيم اما وقتي كه از پيش ما مي‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته
درك مي‌كنيم . باز مي‌شناسيم، مي‌فهميم كه آنان چه بودند. چه مي‌گفتند و
چه مي‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان
اما وقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم، گويي قفل بر زبانمان مي‌زنند.
اختيار از ما سلب مي‌شود. سكوت مي‌كنيم و غرق در حضور آنان مست مي‌شويم و
درست در زماني كه مي‌روند يادمان مي‌آيد كه چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم.
شايد تعداد اينها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.»

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 2:52 بعد از ظهر توسط parisa | 

آزادي

یکمربي حيوانات سيرك ميتواند با نيرنگ بسيار ساده اي بر فيل ها غلبه كند:وقتي فيل هنوز كودك است يك پايش را به تنه درختي مي بندد.فيل بچه، هر چه هم كه تقلا كند ،نمي تواند خودش راآزاد كند .اندك اندك به اين تصور عادت مي كند كه تنه درخت از او نيرومندتر است.هنگامي كه بزرگ مي شود و قدرت شگرفي مي يابد،تنها كافي است يك نفر طنابي دور پاي فيل گره بزندو او را به يك نهال ببندد. فيل تلاشي براي آزاد كردن خود نمي كند

همچون فيلها پاهاي ما نيز اغلب اسير بندهاي شكننده اند.اما از آنجا كه هنگام كودكي به قدرت تنه درخت عادت كرديم،شهامت مبارزه را نداريم.بي آنكه بفهميم تنها يك عمل متهورانه ساده براي دست يافتن ما به آزادي كافي است

گفت دانائي كه:گرگي خيره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!

لاجرم جاري است پيكاري سترگ

روزوشب ، مابين اين انسان وگرگ

زوربازوچاره اين گرگ نيست

صاحب انديشه داند چاره نيست

اي بسا انسا رنجور پريش

سخت پيچيده گلوي گرگ خويش

وي بسا زور آفرين مرد دلير

هست در چنگال گرگ خوداسير

هركه گرگش را دراندازد به خاك

رفته رفته مي شود انسان پاك

وآن كه ازگرگش خورد هر دم شكست

گرچه انسان مي نمايد ،گرگ هست!

وآنكه با گرگش مدارا مي كند،

خلق وخوي گرگ پيدا مي كند.

در جواني جان گرگت رابگير!

واي اگر اين گرگ گردد با تو پير

روز پيري ، گركه باشي همچو شير

ناتواني در مصاف گرگ پير

مردمان گر يكديگر را مي درند

گرگ هاشان رهنما ورهبرند

اين كه انسان هست اين سان دردمند

گرگ ها فرمانروائي مي كنند،

وآن ستمكاران كه با هم محرم اند

گرگ هاشان اشنايان هم اند

گرگ ها همراه وانسان ها غريب

باكه بايد گفت اينحال عجيب؟....

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط parisa | 

از تو ميپرسم دوست

چه خبر از دل من ؟ که تو بهتر دانی که چه کردی با من

تو شكيبا بي شكيبم كردي
 
بنگر آنقدر غريبم كردي
كه شبي از شبها من غريبانه ترين شعر زمين را گفتم
 
باز هم مي گويم انتظارم روزي مي ستاند پايان
 
باز هم مي گويي ، جاي پاي اميد
مژده پاياني نيك باشد شايد
 
باز هم مي گويي ،‌كه همين ها بايد
 
باز هم مي گويي كه نباشد حرف من از براي گفتن و نباشد هر جا از براي رفتن
 
انجمادم را باز متهم مي سازي
مجمر صبر دل تا لبالب پرشد
اين تلاطم آخر سر به طغيان بگذاشت و خروشم از رکودم پرسید 
توچرا مدتهاست هيچ پيدايت نيست؟
 
و من از تو مي پرسم اي دوست
از تو اي دغدغه ساز
از تو اي شور افكن
تو چه كردي با من ؟
تو چه كردي با من
كه غريبانه ترين شعر زمين را گفتم
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 2:37 بعد از ظهر توسط parisa | 

احمد شاملو

« سرود آشنایی »  

کیستی که من
این گونه
به اعتماد
نام خود را
با تو می گو یم،،
کلید خا نه ام را
در دست ات می گذارم،
نان شادی ها یم را
با تو قسمت می کنم،
به کنارت می نشینم وبر زانوی تو
این چنین آرام
به خواب می روم؟
کیستی که من
این گونه به جد
در دیار رویا های خویش
با تو درنگ می کنم؟

 


نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 2:34 بعد از ظهر توسط parisa | 

دلارام

دلارام دلم ، آرام من كو؟
درين باران غم ، پس بام من كو ؟
دلارام دلم كو ؟ آن نگاه كو ؟
برين كشتي شكسته ، ناخدا كو ؟
پس آن روياي ديروزي كجا رفت ؟
اسير باد پاييزي چرا رفت ؟
دلارام دلم ، دلتنگم از دل
كه اي دل ، پاي رفتن مانده در گل
براي زخم جان ، كو جان پناهي ؟
دلم مي سوزد و در سينه آهي
دلارام دلم ، آرام من كو ؟
درين باران غم ، پس بام من كو ؟
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 2:26 بعد از ظهر توسط parisa | 

باید فراموشت کنم

باید فراموشت کنم .چندیست تمرین می کنم

من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....تا بعد، بهتر می شود ....

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین !

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

کم کم ز یادم می روی . این روزگار و رسم اوست !

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط parisa | 

یک راه رسیدن به اوج موفقیت
 
پشتکار اولین عنصر موفقیت است

 

برای پشتکار داشتن نباید از خواسته ی خود دست بکشید.

 

لازم است بدین منظور افکار خود را بر مسئولیت خود متمرکز کرده و تمام انرژی خود را تا رسیدن به هدف صرف متمرکز نگه داشتن آن کنید.

 

اگر پیش از این هنگام تسلیم شوید تمام کوشش های بعدی خود را سست کرده اید....

نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 3:39 بعد از ظهر توسط parisa | 

"پندهای یگانه"

 

< گفتار حکیمان >

 

-        لقمان در وصیت به فرزندش گفته :

پسر جان ! شرّ با شرّ خاموش نشود ، چنانکه آتش با آتش ، بلکه شرّ را خیر فرو می نشاند و آتش را آب .

به مرگ کسی شادی مکن ، گرفتار را مسخره مکن ، خیر خود را دریغ مدار.

آنچه نمی دانی از علما فراگیر و آنچه می دانی به دیگران بیاموز.

 

-  ابن سینا : هرکه دنیا خواهد ، علم آموزد و هرکه آخرت خواهد در عمل کوشد .

 

- هرکه تلخی دوا تحمّل نکند ، شیرینی شفا نچشد .

 

- بوذرجمهر : بخیل برای ثروت خود نگهبان است و برای وارث انباردار.

 

-  افلاطون : ناتوان ترین مردم آن است که نتواند سرّ خویش را نگه دارد ، نیرومندترین مردم آن است که خشم خویش نگه دارد . از همه صابرتر کسی است که تهی دستی را کتمان کند و از همه قانع تر کسی است که به آنچه میسّر شود بسازد . جاهل دشمن خویش است ، چگونه دوست دیگری می شود ؟!

نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط parisa | 

مهربانی همیشه ارزشمندتر است

بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.  

بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.  

زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند. 

بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى!»
 

نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط parisa | 

گریز و درد (فروغ فرخ زاد)

رفتم ! مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

راهی به جـــز گریـز برایم نمانده بود !

ایــن عشق آتشین پـــــر از درد بی­امید

در وادیِ جنــــونـــم کشانده بــــــــود

<><><><><><> 

رفتم که داغ بوسه پرحسرت تو را

با اشکهای دیده زلب شستشو دهم

رفتم که ناتمام بمانم در این سرود

رفتم که با نگفته به خود آبرودهم

<><><><><><> 

رفتم! مگو ! مگو که چرا رفت! ننگ بود

عشق مــــن و نیاز تـــو و سوز و ساز ما

از پردۀ خموشی و ظلمت، چو نور صبح

بیرون فتاده بــــــود به یکباره راز مـــا

<><><><><><> 

رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم

در لابلای دامـــــن شبرنگ زنـــــدگــی

رفتم که در سیاهی یک گور بی­نشان

فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

<><><><><><> 

من از دو چشم روشن و گریان گریختم

از خنده­های وحشی طوفان گریختم

از بستر وصال به آغوش سردِهجر

ازرده از ملامت وجدان گریختم

<><><><><><> 

ای سینه ! در حرارت سوزان خود بسوز

دیگر سراغ شعله آتش زمن مگیر !

می­خواستم که شعله شوم سرکشی کنم

مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر !

<><><><><><> 

روحی مُشوشم که شبی بی­خبر ز خویش

در دامن سکوت به تلخی گریستم

نالان ز کرده­ها و پشیمان ز گفته­ها

دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم !

نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 3:19 بعد از ظهر توسط parisa | 

الفبای زندگی

 

 A – Accept پذیرا باشید: دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید
 

. B - Break away خودتان را جدا سازید: خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید

. C - Creat  خلق کنید : خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید

. D – Decide تصمیم بگیرید: تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد

. E - Explore کاوشگر باشید : جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید

. F - Forgive ببخشید : ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند

. G - Grow رشد کنید: عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند

. H – Hope امیدوار باشید: به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید

. I - Ignore نادیده بگیرید: امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند

. J – Journey سفر کنید: به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید

. K – Know بدانید: بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید

L – Love  دوست بدارید : اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد

. M – Manage  مدیر باشید: بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید

. N - Notice  توجه کنید: هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید

. O -Open باز کنید: چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد

. P –Play  بازی و تفریح کنید: فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد

. Q – Question سوال کنید: چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید

. R – Relax  آرامش داشته باشید: اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

S – Share  سهیم شوید: استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد

. T – Try  تلاش کنید: حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید

. U – Use استفاده کنید : از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد

. V – Value  احترام بگذارید: برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید

. X – X-Ray  اشعه ایکس: با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید

. Y – Yield اجازه دهید: اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها خوشبختی را خواهید یافت

 . Z – Zoom  تمرکز کنید: زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید

نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 3:3 بعد از ظهر توسط parisa |